فریاد رس

فریاد رس ، بیا
بر داد من ای دادرس، بیا
از شاخه های دل مرغ طرب پرید و رفت
بر ملک سینه چون جرس، بیا
ای هم نفس، بیا
ظهور زلال های تاجیکی

فریاد رس ، بیا
بر داد من ای دادرس، بیا
از شاخه های دل مرغ طرب پرید و رفت
بر ملک سینه چون جرس، بیا
ای هم نفس، بیا

ابر، ای ابر سما
از چه رو می نالی چون باد صبا
رو به بام دیگری وُ اشک خود این جا مریز
از کجا دانی تو حال قلب ما
گریه های بی صدا

در دل اندوه نگار
می برد هر دم ز ما صبر و قرار
گرجه یار بی وفا یادی ز ما ناکرده رفت
با امید دیدن آن گلعزار
مانده ام چشم انتظار

آه ای باد صبا
به دیگر کوی برو بهر خدا
بوی پیراهن این صید به صیاد مبر
مکن اورا تو ز همخانه جدا
در جهان گذرا